| hashie.asfar.ir - Articles By Mohsen Haeri. | |||
|
|||
|
مشکلی که من مدت ها با آن دست و پنجه نرم کرده بودم و تقریبا از حل آن نا امید شده بودم، شیوه ی نمایش رده ی کنگره ی کتاب ها بود. آنهایی که با رده ی کنگره آشنا هستند میدانند که در این رده ممکن است از حروف فارسی، حروف انگلیسی و دیگر زبان ها، اعداد و ممیز استفاده شود و از طرفی باید تک تک داده ها از چپ به راست چیده شوند. برای مثال این رده را ببینید: ![]() در این رده از چپ به راست ابتدا حرف B سپس P سپس عدد 212 سپس ممیز، سپس 5 و ... آمده اند. در مرورگرهای وب مانند اینترنت اکسپلورر و فایر فاکس و کروم و ... ترتیب نمایش حروف و اعداد، بسته به زبان کاراکتر های اطراف آن عدد تفاوت دارد. من هر کاری میکردم نمی توانستم عدد 9 را در سمت راست حرف «ت» قرار دهم، زیرا در هر صورتی این دو در کنار هم نوشته شوند، عدد 9 در سمت چپ نوشته می شود! (میتوانید در مرورگر خود آزمایش کنید). خلاصه ی مطلب این که ترکیب اعداد و حروف فارسی و انگلیسی در کنار هم معضل عجیبی برای من درست کرده بود تا این که امروز در حالی که مشغول مطالعه ی این فایل بودم (البته به دنبال حل این مشکل نبودم و کار دیگری داشتم) متوجه شدم نویسه (Character) هایی وجود دارند که تعیین کننده ترتیب نمایش حروف در کنار یک دیگر هستند. LRM و RLM دو نویسه ای هستند که کارشان این است که ترتیب نمایش نویسه ی قبل و بعد شان را از چپ به راست و یا برعکس تعیین می کنند. برای مثال اگر نویسه های «م» و «ح» بدون هیچ واسطه ای در کنار یکدیگر قرار بگیرند، به شکل «مح» در می آیند (پیشفرضان از راست به چپ است) ولی اگر در بین این دو نویسه نویسه ی LRM را قرار دهیم آنگاه شکل نمایش آن «حم» خواهد شد. یعنی با این که در ورود اطلاعات حرف «م» اول وارد شده است، ولی شکل نمایش آنها از چپ به راست خواهد بود. البته طبیعتا برای گرفتن چنین نتیجه ای، تبعیت از این قانون (استاندارد یونیکد) توسط نمایشگر لازم است. این نمایشگر ممکن است یک مرورگر وب، برنامه ی Notepad ویا هر برنامه ی دیگری باشد. و خوشبختانه غالب قریب به اتفاق برنامه ها (مخصوصا مرورگرهای مشهور) این مورد را پشتیبانی میکنند. حال اگر میخواهید در صفحات وب خود از این دو کاراکتر مفید استفاده کنید، باید کدشان را بدانید. کد نویسه ی چپ به راست U+200E وکد نویسه ی راست به چپ U+200F می باشند. کافیست برای گرفتن چنین نتیجه ای در متن HTML خود از این کد استفاده کنید: م‎ح حال با به کار بردن عبارت ‎ در بین هر حرف در رده کنگره میتوان نتیجه ی مطلوب را گرفت. پ.ن مطالعه ی فایل استاندارد یونیکد فارسی را به تمامی دوستان برنامه نویس توصیه می کنم. موفق باشید.
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ چهارشنبه 2 آذر 1390 ساعت 4:42 بعدازظهر (نظر بدهید)
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر من زید و عمرو را بشناسم و بدانم که زید عمرو را با یک گلوله تفنگ کشته است، حال ممکن است هنگام سخن گفتن و یا حتی فکر کردن از عبارات زیر استفاده کنم: * زید عمرو را با گلوگه کشت. * عمرو به دست زید توسط گلوله کشته شد. * عمرو به دست زید کشته شد. و... سوال من اینجاست که این که من نسبت به این قضیه ی «کشته شدن عمرو به دست زید با یک گلوله» آگاهی دارم همان علم من است، و یا این که علم من این قضیه است که «زید عمرو را با گلوله کشت» و از آن به التزام به علم دیگری دست میابم و آن «عمرو به دست زید توسط گلوله کشته شد» می باشد، و سپس باز هم به دلالت التزامی به علم دیگری دست پیدا میکنم و آن «عمرو به دست زید کشته شد» و ... است؟ آیا تعابیر و گفتار های گوناگون (به شرطی که دارای مفاهیم گوناگون باشند! هر چند در نهایت به یک حقیقت برگردند! مانند مثال هایی که زدم.) علم های مختلفی در من است؟ اگر اینطور باشد، علم میشود مجموعه ای از مفاهیم که هر کدام از آنها برایشان لفظی وضع شده است! و اگر این طور نباشد سوال اصلی من پیش می آید و آن هم این است که جنس علم چیست؟ چه چیزی را دانش میگویند؟ از دوستانی که توانایی راهنمایی من را دارند خواهشمندم من را راهنمایی کنند و یا کتابی به من معرفی کنند که به صورت دقیق این قضیه را روشن کرده باشد.
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ شنبه 12 شهريور 1390 ساعت 8:46 بعدازظهر (نظر بدهید)
زلف را حلقه نکن تا ننهم سر در کوه
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ چهارشنبه 28 مهر 1389 ساعت 8:01 بعدازظهر (نظر بدهید)
امشب همه غم های عالم را خبر کن بنشین و با من گریه سر کن گریه سر کن
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ چهارشنبه 28 مهر 1389 ساعت 7:49 بعدازظهر (نظر بدهید)
بسم الله الرحمن الرحیم هر کسی که آشنایی اندکی با مباحث الفاظ اصول فقه داشته باشد، با تقسیم بندی مشهور وضع مواجه شده است: 1- وضع خاص، موضوع له خاص 2- وضع عام، موضوع له عام 3- وضع عام, موضوع له خاص 4- وضع خاص, موضوع له عام تعاریفی که در آغاز در اصول از «وضع» و «موضوع له» ارائه میدهند مقدمه ای میشود برای پذیرش مسائلی که بعدا مطرح می شود که یکی از آن مسائل طبیعتا همین تقسیم بندی است. اگر بخواهیم تقسیم بندی فوق را ناظر به تعریف «وضع» تصور کنیم, خواهیم دید که شکل کاملا مسخره ای پیدا میکند, زیرا که «وضع» معنا ندارد که «عام» یا «خاص» باشد, مگر این که به اعتبار عام و خاص بودن «موضوع له» ش آن را عام یا خاص بنامیم! * از آنجایی که این تقسیم بندی, یک تقسیم بندی مشهور و قدیمی است و بسیاری از دانشمندان اصول فقه این تقسیم بندی را مطرح می کنند, میتوان دریافت که قطعا توجیهی برای مسئله ی فوق وجود خواهد داشت: «وضع» در اینجا معنایی غیر از معنای اصطلاحی آن را میدهد. «وضع» در اینجا یعنی «معنای ملحوظ به هنگام وضع» هنگامی که واضع میخواهد لفظی را برای یک معنایی وضع کند, ابتدا باید معنای مورد نظر را تصور کند. تصور این معنا در دو حالت امکان پذیر است: 1- تصور خود معنا به طور مستقیم. 2- تصور ویژگی آن معنا به صورتی که اجمالا به آن معنا اشاره کرده باشد. برای مثال وقتی شما میخواهید یک کتاب را به فردی هدیه کنید دو راه دارید. یا به کتاب اشاره کنید و بگویید که «این کتاب برای تو باشد» و یا این که آن را در یک گونی انداخته و بگویید «آنچه در این گونی است برای تو باشد». معنایی که در هنگام وضع در ذهن لحاظ می شود نیز میتواند به طور مستقیم مورد توجه قرار بگیرد و یا این که به آن معنا به صورت دیگری اشاره شود. حال فرض کنید که میخواهید چند کتاب مختلف را به دوستتان هدیه کنید. میتوانید به تک تک کتابها اشاره کنید و بگویید که «فلان کتاب و فلان کتاب و فلان کتاب و... برای تو باشد» و یا این که همه ی کتاب ها را داخل گونی ریخته و بگویید «هر چه داخل این گونی است برای تو باشد». در هر صورت شما به تعداد کتاب ها, به دوستتان هدیه داده اید! در تقسیم بندی مذکور, ادعا این است که «وضع عام» یعنی واضع یک ویژگی را در ذهن دارد که بر معانی متعددی صدق میکند و سپس لفظ را برای آن معانی وضع مینماید. در این حالت است که گفته می شود «وضع عام بوده و موضوع له خاص می باشد» یعنی یک لفظ به طور مشترک برای معانی متعددی وضع شد حال این که آن معانی به طور مجزا شمرده نشند, بلکه به شکلی خاص به تمامی آنها به طور غیر مستقیم اشاره شد و آن لفظ برای تمامی آنها وضع شد. اگر این مطلب پذیرفته شود, میتوان پذیرفت که حروف (مثلا حرف «في») لفظ مشترکی است برای تمامی معانی ظرفیتی که لفظ «في» در آنها به کار می رود. به عبارت دیگر میتوان گفت که معنای «في» در «انا في البیت» با معنای «في» در «انا فی المدرسة» متفاوت است و فقط لفظشان است که مشترک می باشد! در نهایت ادعای مشهور دانشمندان اصول بر این است که شکل سوم در تقسیم بندی فوق مربوط به حروف است و وضع در حروف بدان شکلی که مطرح شد صورت می پذیرد. و شکل چهارم را نیز محال می دانند. در مورد اشکالاتی که در این زمینه برایم مطرح شده به امید خدا در آینده خواهم نوشت. __________________________ * وضع یعنی قرار دادن لفظ برای معنا (دعواهای مربوط به تعریف وضع را فعلا کاری ندارم زیرا که تأثیری در بحث اینجا ندارد) بنا بر این, اگر توجه کنید واضح است که «عام» و «خاص» برای وضع معنایی نخواهد داشت.
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ پنجشنبه 17 تير 1389 ساعت 5:03 بعدازظهر (نظر بدهید)
بسم الله الرحمن الرحيم به جرأت میتوانم بگویم که آواتار یکی از بهترین فیلم هایی است که در عمرم دیده ام. زیبایی های این فیلم از چندین جهت به چشم می آید... از جلوه های تصویری بسیار زیبا و خلق موجودات خارخ العاده و ایده های فرهنگی عالی گرفته تا صداپردازی درجه یک و ترکیب تکنولوژی با فرهنگ سنتی. نمیتوانم تمامی چیزهایی که برایم جلب توجه کرد را بیان کنم اما به برخی از ویژگی های این فیلم میپردازم. اولین چیزی که برای من واقعا جالب توجه بود، پرداخت فیلم به مسائل ارزشی اعتقادی و مذهبی است. «ایوا»، خداییست دور از دید اما واقعی. خداییست که در روند و رشد طبیعی جامعه دخالتی نمیکند ولی در شرایطی خاص مانند داستان این فیلم تمامی موجودات آسمان و زمین را بر علیه ظالمین به حرکت وا میدارد. و این صحنه به شدت مرا یاد جریان عام الفیل انداخت به طوری که میتوان این گمان را برد که این ایده از همان داستان عام الفیل برگرفته شده باشد. زیرا که سلامت منطقه ای مقدس (مانند کعبه مسلمانان) در خطر می افتد و با دعای یکی از برترین شخصیت های قوم، «ایوا» دست به کار میشود و تمامی موجودات زمین و آسمان را به جان سلاح های پیشرفته ی دشمن می اندازد. وجود احکام عملی در این قوم نیز جالب توجه بود... آنها برای شکار آدابی مذهبی داشتند. همچنین میتوان کلمه «انا لله و انا الیه راجعون» را به وضوح در گفتارشان یافت. مخصوصا هنگامی که میخواستند یکی از مردگانشان را دفن کنند. آنها حتی از شخصیت روحانی نیز بهره مند بودند و آن شخص کسی غیر از حاکم قبیله ولی در کنار وی و یا برتر از او بود! که این مسئله خود جای سخن بسیار دارد. تلفیق علوم حسی و تجربی با علوم فلسفی و قدیمی نیز در این فیلم بسیار شایان توجه است. نمونه برداری های دانشمندان در فیلم برای رسیدن به «ایوا» اشاره به این دارد که علوم تجربی فقط به خاطر نقصشان تا کنون دور از حقیقتی به نام خدا بوده اند (حداقل در مقام ادعا اینگونه است). استفاده از رابط سلولی از طریق مو برای برقراری ارتباط با موجودات مختلف نیز کاملا مرا یاد کابل usb و شبکه انداخت. صحبت از شبكه ی معنوی بین درختان که از طریق خدا کنترل میشود نیز مرا یاد آن ایده ی آقا موسی انداخت که این نیز خود جای تأمل و بحث بسیار دارد... از ویژگی های دیگر داستان این فیلم میتوان به این مسئله اشاره کرد که: در این جریانات «انسان» آدم فضایی است و ناوی ها (Na'vy)، بومی های آن سیاره، موجوداتی هستند که بسیار از لحاظ تکنولوژی عقب میباشند. و بر خلاف داستانهای فیلم های گذشته، در اینجا انسان است که به سیاره ی آنها سفر کرده و موجب اذیت و آذار آنها شده است. و همچنین صرف فرود انسان در سیاره مذکور، موجب ایجاد درگیری بین انسان و ناوی ها نشده است بلکه این درگیری ها پس از مدت ها ارتباط مسالمت آمیز (که موجب فراگیری زبان در طرفین نیز میشود) به وجود آمده است. از همه اینها که بگذریم نوبت به ویژگی های فیلم از جهت ساخت فیلم میرسد. برای مثال این اولین فیلمی بود که به وضوح توانست رکورد قدرت ساخت موجودات افسانه ای را در فیلم ارباب حلقه ها بشکند! به گونه ای که در این فیلم، دیگر واقعا وجود این موجودات عجیب و غریب قابل باور میشود. شیوه ی پرواز پرنده های شکاریشان و عبور باد از زیر لایه های بال هایشان واقعا تماشایی بود. خشم و محبت و شادی و غم، واقعا در چشمان این موجودات آبی رنگ دیده میشد. بالاخص وقتهایی که «نیتیری» از شدت خشم فریاد میکشید و یا در حالت ناراحتی اشک میریخت و داد میزد واقعا تأثیراتی که یک انسان در زندگی واقعی (نه فیلم) میتواند بر روی مخاطب بگذارد را بر من میگذاشت. امیدوار بودم بیشتر بتوانم در این زمینه بنویسم ولی حیف که از تخصص کافی بهره مند نیستم. از دید یک تماشاگر معمولی، واقعا این فیلم را شایسته ی اسکار میدانم. والسلام برای تصاویر بیشتر به اینجا مراجعه کنید: http://hashie.asfar.ir/images/avatar/
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ سه شنبه 27 بهمن 1388 ساعت 6:32 بعدازظهر (نظر بدهید)
بسم الله الرحمن الرحیم اخیرا دوستانی که برای رفع مشکل علت به وجود آمدن این مشکل، قوی تر شدن سیستم برنامه ی اگر در این برنامه از شیوه ROT13 استفاده شود، سیستم مذکور دیگر قادر به دیکود کردن آدرس ساخته شده توسط برنامه نمیباشد (فعلا که اینگونه است). تا کنون افزونه ی Phzilla قادر به تنظیم این امکان نبود. اما نسخه جدید این افزونه (3.5.2A) توان استفاده از این شیوه انکود کردن را داراست. اما کماکان این مورد در بخش تنظیمات Phzilla وارد نشده است. برای استفاده از شیوه ی ROT13 در Phzilla کافیست در مرورگر فایرفاکس خود به بخش تنظیمات about:config رفته و سپس در آنجا گزینه ی InBasic. حال دیگر مادامی که سیستم
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ جمعه 9 بهمن 1388 ساعت 10:00 بعدازظهر (نظر بدهید)
بسم الله الرحمن الرحیم *
یک سال از آخرین مطلبی که گذاشته ام گذشته... بعد از گذشت مدتها از تعطیل شدن سایت تذکره، دامنه ی آن از دسترس دایی علی خارج شد. بنابراین پس از مدتی که دوباره به فکر باز کردن دوباره ی سایت شد، مجبور شد نام آن را به «اسفار» تغییر دهد. حال دیگر حاشیه هایم را در اسفار می نویسم. عجب کار خوبی کرده است کسی که سایت لغت نامه دهخدا را ساخته در آنجا 6 مدخل برای کلمه «اسفار» آمده است. یکی از آنها را اینجا نقل میکنم. پیشنهاد میکنم مدخل های دیگرش را نیز در سایت دهخدا مطالعه کنید. اسفار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَفَر. مسافرت ها : او [ منتصر ] بر امید آن عشوه بر صوب بخارا رحلت کرد و چون بچاه حماد رسیدلشکر او بمقاسات اسفار و معانات اخطار متبرم گشته بودند و از مداومت ضرب و حرب بستوه آمده او را فروگذاشتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 233). || سپیدی های روز. (غیاث ). || ج ِ سِفْر. نامه ها. کتابهای بزرگ . کتاب های کلان . (غیاث ) : اسفار خمسه ٔ تورات . مثل الذین حملوا التوراة ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفاراً بئس مثل القوم الذین کذبوا بآیات اﷲ و اﷲ لایهدی القوم الظالمین . (قرآن 5/62). || ج ِ سفیر. مسافران . (غیاث ) (آنندراج ). -------------------------------------- * نمیدانم چرا رسم «بسم الله» گفتن در ابتدای سخن، در وبلاگ ها وجود ندارد...
ارسال شده توسط سید محسن حائری در تاريخ دوشنبه 21 دي 1388 ساعت 2:18 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱) |
| hashie.asfar.ir -- copyright: 2006-2010 © -- Powered by asfar.ir |